تبليغاتX
کلبه ی چرندیات دانشجویی

کلبه ی چرندیات دانشجویی
 
کلبه ای برای بچه های باحال

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه یکم خرداد 1391 توسط سمیه

زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند.

پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و

پیر زن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش

رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت.

بقیش در ادامه مطلب.....



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 توسط مهری ( مدیر )
حافظ
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را

و در ادامه شعرای دیگر در پاسخ حافظ...

...

صائب تبریزی

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را

هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد

نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

شهریار

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را

هر آنکس که چیز می بخشد بسان مرد می بخشد

نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را

سر و دست و پا را به خاک گور می بخشند

نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

فاطمه دریایی

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را

نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را

مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟

و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلأ

که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را

نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را

فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما ها را...؟؟

نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام اردیبهشت 1391 توسط مهری ( مدیر )

روباهی داشت با موبایلی شماره می گرفت. زاغه از بالای درخت گفت:

پایین آنتن نمیده بده برات شماره بگیرم! روباه تا موبایل رو داد به زاغ، زاغ

گفت: این عوض اون قالب پنیری که کلاس سوم ابتدایی از من دزدیدی!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 توسط سمیه
 

چگونه دوستت دارم ؟

بگذار بشمرم . . .

تو را به عمق و عرض و طول دوست دارم

با احساسات نامرئی

به اندازه پایان هستی

من تو را مثل هر روز دوست دارم

مثل نیاز انسان به آفتاب و شمع

تو را آزادانه دوست دارم



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 توسط سمیه
یک نوزاد می تواند در همین لحظه به بهشت پرواز کند. بیهوده نیست که ما را ترک نمی کند، او دوست دارد، سرش را بر سینه ی مادر بگذارد و آرامش بیابد.
 

و هیچگاه تحمل دوری مادر را ندارد.

درود بر روح بلند تمام مادران



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 توسط سمیه

              روزت مبارک


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 توسط عباس

این چنین آغاز شد زنگ جدایی

تو میخندی ولی بسیار سردی

معلم باشد این دنیای خندان

و شاگردان او انسان به زندان

تو را دائم بگریاند، چه باکش

تو را دائم بسوزاند چو آتش

جدا گشتی ز محبوبت چه حاصل

معلم گویدت باشی تو عامل

هزاران لعن و نفرین بر کلاسی

که تو، دنیا! درونش هی پلاسی

و دائم زهر میریزی به جامم

از این دنیا به شدت تلخ کامم

پلیدی در درونش اوج گیرد

جدایی تازگیها موج گیرد


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 توسط سمیه

روزی لقمان به پسرش گفت: «امروز به تو سه پند می دهم که کامروا شوی:



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه نهم اردیبهشت 1391 توسط مهری ( مدیر )
یه دونه ازین سوسک ریزا هست
 
هر شب ساعت 12 که میشه میاد رو میزم راه میره
 
هی وایمیسته نگام میکنه باز راه میره...
 
منتظرم یه شب روی اون غرور مسخرش پا بذاره
 
و بگه عاشقم شده...
 


ادامه مطلب
میدونی چرا با ازدواج  دین آدم کامل میشه؟؟
چون تا قبل ازدواج فکر میکنه دنیا بهشته .... اما بعدش به جهنم هم اعتقاد پیدا میکنه!



ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک